محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
135
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
اعلى به اين قضيه راضى [ 75 ] نخواهد بود و مجموع امرا ، در معرض عتاب و خطاب خواهيم بود . بتوهّم اين ماده فسخ عزيمت اردوى معلّى نموده از نواحى سبزوار متوجه دار السلطنهء هرات گرديدند و بعد از وصول به ظاهر آن بلده ، سواد حكمى كه بنام شاهوردى خليفه رقم يافته بود مصحوب سيد كمال الدين حسين قمى كه مستوفى خليفهء مشار اليه بود ، با يكى از آقايان معظم قرا بيگ نام به شهر فرستادند كه مضمون حكم مطاع را بسمع خان و اتباع رسانند . بعد از اطلاع بر مضمون حكم ، خان هرات اشارت فرمود تا هر دو را بر فور گردن زدند و بار ديگر لواى طغيان ارتفاع داده كوس عناد و نزاع فرو كوفت . امراء هر چند ابواب نصايح گشوده سعى در اصلاح مهم كردند ، اثرى بر آن مترتّب « 1 » نگرديد ، و امراء از طريق نصيحت پاى كشيده ، عزم مراجعت جزم نمودند و محمد خان به كاشان رفته همّت بر تعمير قلعهء جلالى « 2 » گماشت و شاهوردى خليفه به نطنز آمده بدستور سابق علم استيلا افراشت و اسمعيل خان با ساير امرا متوجه اردوى معلّى كه در قراباغ و آنحدود بود گرديد و مقارن وصول امرا ، بدار السلطنهء قزوين موكب ظفر قرين نزول اجلال فرمود و امرا بسعادت بساط بوسى استسعاد يافته كيفيّت وقايع خراسان و صورت احوال خان هرات بر نهجى كه واقع شده بود بمسامع عزّ و جلال رسانيدند . و چون آن مقدمات مرضى طبع اشرف اعلا و مستحسن خواطر « 3 » وزراء ملكآرا نبود نوّاب كامكار و شاهزادهء عالم مدار زبان اعتراض بر آن جماعت گشادند و همه را در معرض عتاب آورده تقصيرات گران بر گردن ايشان نهادند و از غايت اعراض امرا و سپاهيان عراق را بىيراق يساق خراسان امر فرموده يورش « 4 » اين سفر قرار يافت و هر كس به قدر استعداد از پى سرانجام اين مهم شتافت .
--> ( 1 ) - د : مرتب . ( 2 ) - م : جمالى . ( 3 ) - م : خاطر . ( 4 ) - م : پوزش .